دلم می خواد غر بزنم !! حالم بده، گاهی لجباز می شم گاهی عصبی هم می شم ،دلم هیچی نمی خواد نه تنهایی میخوام نه تو جمع بودنو دلم هوس هیچی نکرده نه عشق می خوام نه دوستی نه دشمنی نه ... دلم هیچی هم نمی خواد ! دیشب داشتم فکر می کردم این که حتی دلت یه چیزی ازت بخواد هم نعمته هاااااااااااااااااا تا این که اینجوری باهات قهر کنه حتی این روزا گاهی احساسش هم نمی کنم، دلمو می گم !
اما از حالم بگم نه خوبم ،نه بد، هیچی ، هیچ جور خاصی نیستم خالی خالی بدون هیچ انگیزه ای تازه اگه بدونین چقدر فعال شدم صبح می رم سر کار تا ۵ تا می رسم خونه می شه ۵:۲۰ حدودا لباسامو عوض می کنم کوله پشتیمو آماده می کنم می رم باشگاه تااااااااااااا به زور ۱۱ می آم خونه یعنی تا برسم و باز تو رختکن لباس عوض کنم می شه ۶:۳۰ از اون موقع شروع می کنم اما همه اش ورزش نیست گاهی موزیک گوش می دم گاهی می شینیم کنار استخر حرف می زنیم با همشیره گرامی گاهی ... اما در عین حال یه چیزی کمه گاهی حس می کنم روح تو بدنم نیست وگرنه جسمم که حالش خوبه بجز این ۲روز که یک کم سرما خوردم اونم که من دوست دارم اگه تو سرما خوردگی آبریزش بینی نباشه با گلودرد بقیه اش حله یعنی از سر دردو تبش یه جورایی خوشم می آد مثل مستی می مونه آدم تو یه عالم دیگه است گیج منگه...
الآن بسه یعنی غر زدن ، یا بازم بگم که کاملا بفهمین چمهههههههه
پ.ن.
به خاطر هشدار آست ررررررررررر های غر را بر می داریم نقطه اش را هم که نمی شود پر رنگ کرد اما سر جدتان بد نخوانید که اصلا حالمان خوب نیست و آماده هر گونه پاچه گیری و ... می باشیم
